مجله · ۲۸ مهر ۱۴۰۵
مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) چیست؟ راهنمای عملی
مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) یعنی هر چیزی که شرکت درباره مشتری میداند، از اولین تماس تا آخرین پرداخت، در یک جا و به یک شکل ثبت شود تا هر کسی در تیم بتواند کار را از همان نقطه ادامه دهد. CRM هم اسم یک روش کار است و هم اسم نرمافزاری که آن روش را عملی میکند. این راهنما هر دو را توضیح میدهد و یک برنامه ۳۰ روزه برای راهاندازی در تیم فروش پیشنهاد میکند.
مدیریت ارتباط با مشتری (Customer Relationship Management یا CRM) برای تیمی است که نمیخواهد فروش به حافظه یک نفر وابسته باشد. در ادامه تعریف ساده، انواع CRM، نشانههای نیاز، برنامه ۳۰ روزه راهاندازی، شاخصهایی که باید اندازه بگیرید و اشتباهات رایج را میخوانید.
تعریف ساده مدیریت ارتباط با مشتری
در بیشتر شرکتهای کوچک، اطلاعات مشتری پخش است. شماره در گوشی فروشنده است، آخرین گفتگو در پیامرسان، قیمت پیشنهادی در یک فایل اکسل و قول «هفته بعد زنگ میزنم» در ذهن یک نفر. تا وقتی همان یک نفر سر کار است، همهچیز کار میکند. وقتی مرخصی میرود یا شرکت را ترک میکند، بخشی از فروش با او میرود. مدیریت ارتباط با مشتری جواب این مشکل است و سه سؤال را همیشه روشن نگه میدارد:
- این مشتری مال کیست؟ چه کسی مسئول پیگیری اوست؟
- کار به کجا رسیده؟ معامله در کدام مرحله است: تماس اول، پیشنهاد، مذاکره یا قرارداد؟
- قدم بعدی چیست و کی؟ پیگیری بعدی چه روزی و با چه موضوعی است؟
اگر تیم شما برای هر مشتری فعال جواب این سه سؤال را در کمتر از یک دقیقه پیدا کند، CRM دارید، حتی اگر روی کاغذ باشد. نرمافزار CRM فقط این کار را برای چند نفر و چند صد مشتری قابلاجرا میکند. ویکیپدیا CRM را رویکردی برای مدیریت تعامل شرکت با مشتریان فعلی و بالقوه تعریف میکند که با تحلیل دادههای تاریخچه مشتری همراه است (ویکیپدیای انگلیسی). نسخه فارسی ویکیپدیا هم مدخل مدیریت ارتباط با مشتری را دارد.
CRM روش است یا نرمافزار؟
هر دو، ولی ترتیبشان مهم است. اول باید روشن باشد مرحلههای فروش شما چیست، چه کسی مالک مشتری میشود و پیگیری با چه فاصلهای انجام میشود. بعد نرمافزار این قواعد را اجرا میکند. تیمی که بدون این قواعد نرمافزار میخرد، معمولاً همان بینظمی قبلی را به یک ابزار گرانتر منتقل میکند.
برای تیم ایرانی چند نکته دیگر هم مهم است. رابط باید فارسی و راستبهچپ باشد، تاریخها با تقویم کاری تیم بخواند، و واژهها همانهایی باشند که فروشنده پشت تلفن به کار میبرد. درباره این موضوع در مقاله CRM فارسی چیست مفصلتر نوشتهایم.
انواع CRM: عملیاتی، تحلیلی و تعاملی
منابع عمومی معمولاً CRM را به سه دسته تقسیم میکنند. ویکیپدیای انگلیسی دسته چهارمی هم به اسم «استراتژیک» دارد که بیشتر درباره فرهنگ مشتریمحور سازمان است تا نرمافزار (منبع). این دستهها در عمل از هم جدا نیستند؛ بیشتر نرمافزارها ترکیبی از هر سهاند و فقط وزن هر بخش فرق میکند. ویکیپدیای فارسی برای بخش تحلیلی نمونههایی مثل الگوی رفتاری مشتری، نرخ تبدیل سرنخ به مشتری و پیشبینی فروش را ذکر میکند (منبع).
- CRM عملیاتی (Operational): کار روزانه تیم؛ ثبت سرنخ و مشتری، معامله، تماس و جلسه، یادآوری پیگیری و پیشفاکتور. برای تیم کوچک مهمترین بخش است، چون بدون آن دو بخش دیگر دادهای ندارند.
- CRM تحلیلی (Analytical): داده بخش عملیاتی را به گزارش تبدیل میکند؛ چند معامله در هر مرحله داریم، کدام مرحله گیر میکند و فروش ماه آینده تقریباً چقدر است. گزارش فقط با داده درست و بهموقع قابل اعتماد است.
- CRM تعاملی (Collaborative): هماهنگی فروش، پشتیبانی، مالی و تیم اجرا روی یک تصویر از مشتری، تا مشتری مجبور نشود ماجرایش را برای هر نفر از اول تعریف کند.
چه زمانی تیم شما به CRM نیاز دارد؟
همیشه لازم نیست از روز اول نرمافزار بخرید. اگر یک نفر فروش را انجام میدهد و چند ده مشتری فعال دارد، یک فهرست مرتب هم کار را راه میاندازد. این نشانهها میگویند وقتش رسیده است:
- بیش از یک نفر با یک مشتری حرف میزند و گاهی دو نفر به یک نفر زنگ میزنند.
- پیگیریهایی که «هفته بعد» قول داده شده بودند، دیگر در هیچ فهرستی دیده نمیشوند.
- مبلغ پیشفاکتور در یک فایل است و مبلغ قرارداد در فایل دیگری.
- مدیر برای فهمیدن اینکه چند پیشنهاد باز داریم، باید از تکتک افراد بپرسد.
- با رفتن یک فروشنده، کسی نمیداند مشتریهای او در چه وضعی هستند.
اگر الان همهچیز در اکسل است، مقاله چرا اکسل جای نرمافزار CRM را نمیگیرد جاهایی را نشان میدهد که کاربرگ کم میآورد.
برنامه ۳۰ روزه راهاندازی CRM در تیم فروش
هفته اول (روز ۱ تا ۷): قواعد را بنویسید، نه داده را. بیشتر پروژههای CRM به خاطر نرمافزار شکست نمیخورند؛ مشکل از شروع بیش از حد بزرگ است. این برنامه برای تیم دو تا ده نفره است. چهار یا پنج مرحله فروش تعریف کنید (مثلاً تماس اول، پیشنهاد، مذاکره، قرارداد و از دست رفته) و برای هر مرحله یک تعریف یکخطی بنویسید؛ مثلاً «پیشنهاد» یعنی پیشفاکتور برای مشتری فرستاده شده است. هر مشتری دقیقاً یک مالک دارد. هیچ معامله بازی بدون تاریخ پیگیری بعدی نمیماند. یک نفر را مسئول CRM کنید؛ لازم نیست فنی باشد، کافی است هر هفته داده را نگاه کند و جای خالیها را بپرسد.
هفته دوم (روز ۸ تا ۱۴): فقط داده زنده را وارد کنید. آرشیو چندساله را کنار بگذارید و فقط مشتریهای باز و معاملههای همین ماه را وارد کنید. برای هر معامله باز مالک، مرحله و تاریخ پیگیری بعدی را ثبت کنید. فهرست محصولات و خدمات را تعریف کنید تا پیشفاکتورها از یک فهرست ساخته شوند، نه با تایپ دستی. از این روز به بعد، هر تماس تازه همان روز ثبت شود.
هفته سوم (روز ۱۵ تا ۲۱): کار روزانه را به CRM ببرید. هر فروشنده روزش را با صف پیگیری امروز شروع کند، نه با حافظه یا دفترچه. پیشفاکتورها را داخل CRM و کنار همان معامله صادر کنید تا مبلغها از هم جدا نیفتند؛ برای این مرحله صفحه پیشفاکتور آنلاین را ببینید. اکسل موازی را کنار بگذارید و جلسه هفتگی فروش را از روی خود CRM برگزار کنید، نه از روی گزارش شفاهی.
هفته چهارم (روز ۲۲ تا ۳۰): بسنجید و تصمیم بگیرید. شاخصهای بخش بعد را برای همین چهار هفته حساب کنید. از هر فروشنده بپرسید کدام فیلد را هیچوقت پر نمیکند و چرا، و فیلدهای بیاستفاده را حذف کنید. اگر تیم بدون اکسل کار کرد و مدیر از روی CRM جلسه گرفت، وقت انتخاب پلن مناسب است. اگر نه، قواعد هفته اول را دوباره بررسی کنید؛ معمولاً مشکل از آنجاست، نه از نرمافزار.
شاخصهایی که باید اندازه بگیرید
عدد مرجع یا «میانگین بازار» برای این شاخصها نمیدهیم، چون به صنعت و اندازه معامله بستگی دارند. مقایسه درست، مقایسه هر ماه با ماه قبل خود شماست. برای شروع، دو شاخص اول کافیاند؛ تا وقتی پیگیری عقبافتاده و معامله بدون قدم بعدی زیاد است، بقیه عددها هم قابل اعتماد نیستند.
- پیگیریهای عقبافتاده: تعداد کارهایی که تاریخشان گذشته و انجام نشدهاند؛ انضباط تیم در پیگیری را نشان میدهد.
- معامله باز بدون قدم بعدی: معاملههای باز بدون تاریخ پیگیری ÷ کل معاملههای باز؛ سوراخهای قیف فروش.
- نرخ تبدیل هر مرحله: معاملههایی که به مرحله بعد رفتند ÷ ورودی همان مرحله؛ جایی که معاملهها گیر میکنند.
- نرخ برد: قرارداد شده ÷ (قرارداد شده + از دست رفته) در یک دوره؛ کیفیت سرنخ و پیشنهاد.
- طول چرخه فروش: میانگین روز از تماس اول تا قرارداد؛ سرعت فروش و برنامهریزی نقدینگی.
- ارزش قیف باز: جمع مبلغ معاملههای باز به تفکیک مرحله؛ فروش احتمالی ماههای آینده.
- فاصله پیشفاکتور تا پرداخت: میانگین روز از تأیید پیشفاکتور تا ثبت پرداخت؛ سرعت وصول.
- دلیل از دست رفتن: سهم هر دلیل (قیمت، زمان، رقیب، بیپاسخ) از معاملههای باخته؛ اینکه کجا باید پیشنهاد را تغییر داد.
اشتباهات رایج در پیادهسازی CRM
- وارد کردن همه آرشیو در روز اول: چند صد ردیف قدیمی و ناقص باعث میشود تیم نتیجه بگیرد CRM شلوغ و کند است. با داده زنده شروع کنید.
- فیلدهای زیاد: هر فیلد اجباری اضافه، یک دلیل برای ثبت نکردن است. با حداقل شروع کنید.
- نگه داشتن اکسل موازی: اگر دو منبع داشته باشید، بحث «کدام درست است» هیچوقت تمام نمیشود.
- CRM را ابزار کنترل معرفی کردن: روی چیزی تأکید کنید که خود فروشنده به دست میآورد؛ صف کار امروز و هیچ قول فراموششدهای.
- مرحلههای مبهم: اگر «مذاکره» برای هر نفر معنای متفاوتی دارد، گزارش قیف بیمعنا میشود.
- انتخاب فقط بر اساس قیمت هر کاربر: حداقل کاربر، دوره پرداخت، پیادهسازی جداگانه و مالیات هزینه کل را عوض میکنند (مقایسه CRMهای ایرانی).
- منتظر نرمافزار کامل ماندن: CRMی که امروز با پنج مرحله و یک قاعده پیگیری شروع شود، از CRM کاملی که شش ماه در حال انتخاب است مفیدتر است.
انتخاب نرمافزار و قدم بعدی
وقتی قواعد هفته اول را نوشتید، معیارهای انتخاب نرمافزار هم روشن میشوند: تعداد کاربر امروز و شش ماه بعد، اینکه پیشفاکتور کنار معامله لازم است یا نه، زبان رابط، و اینکه چقدر وقت برای پیادهسازی دارید. اگر فعلاً فقط یک پیشفاکتور مرتب میخواهید، پیشفاکتورساز رایگان بدون ثبتنام کار میکند. اگر دنبال گزینه بدون هزینه هستید، مقاله CRM رایگان محدودیتهای هر مسیر را توضیح میدهد. برای مقایسه دوبهدو، رایبان یا دیدار و رایبان یا سرو را ببینید.
رایبان CRM یکی از گزینههاست. مشتری، فرصت فروش، پیگیری امروز، پیشفاکتور، فاکتور و پرداخت را در یک میز کار نگه میدارد و بعد از فروش، پروژه و نامه را هم دارد. ۳۰ روز آزمایش رایگان دارد (پلن رایگان دائمی ندارد) و خرید از یک کاربر ممکن است. قیمت هر پلن در صفحه تعرفه آمده است.
پرسشهای کوتاه
مدیریت ارتباط با مشتری به زبان ساده یعنی چه؟+−
یعنی همه اطلاعات و تعاملهای هر مشتری در یک جا ثبت شود: مالک او کیست، معامله در چه مرحلهای است و قدم بعدی کی است. این کار باعث میشود فروش به حافظه یک نفر وابسته نباشد.
فرق CRM عملیاتی، تحلیلی و تعاملی چیست؟+−
عملیاتی کار روزانه را ثبت و منظم میکند (مشتری، معامله، پیگیری، پیشفاکتور). تحلیلی از همین داده گزارش میسازد (قیف فروش، نرخ تبدیل، پیشبینی). تعاملی کمک میکند بخشهای مختلف شرکت یک تصویر مشترک از مشتری ببینند.
آیا شرکت کوچک هم به CRM نیاز دارد؟+−
اگر یک نفر با چند ده مشتری کار میکند، فهرست ساده کافی است. به محض اینکه بیش از یک نفر با مشتریها در تماس است یا پیگیریها از قلم میافتند، داشتن CRM ارزانتر از هزینه معاملههای گمشده است.
راهاندازی CRM چقدر طول میکشد؟+−
به اندازه تیم و پیچیدگی فرایند بستگی دارد. برای یک تیم کوچک، با برنامه ۳۰ روزه همین مقاله میتوان در یک ماه به جایی رسید که کار روزانه داخل CRM انجام شود. سازمانهای بزرگتر که یکپارچگی و متناسبسازی لازم دارند، زمان بیشتری نیاز دارند.
CRM جای نرمافزار حسابداری را میگیرد؟+−
نه. CRM پرونده مشتری، معامله و پیگیری را نگه میدارد و ممکن است پیشفاکتور و فاکتور هم صادر کند. دفتر کل، تراز و الزامات حسابداری رسمی کار نرمافزار حسابداری است.
از کجا شروع کنم؟+−
مرحلههای فروش و قاعده مالکیت و پیگیری را روی یک صفحه بنویسید. بعد مشتریهای باز همین ماه را در یک CRM آزمایشی وارد کنید و یک ماه کار روزانه را با آن پیش ببرید. نتیجه همین یک ماه بهترین معیار انتخاب است.
برای دیدن همین جریان روی داده خودتان، یک ماه رایگان را فعال کنید.
